تبليغاتX
آیین مهر
 به یاد خالق شهر قصه
بیست و ششمین سالگرد وفات نابغه تئاتر ایران زنده یاد بیژن مفید گرامی باد.
|+| نوشته شده توسط مهر در شنبه 23 آبان1388  |
 هر چه فریاد دارید بر سر مجلس بکشید....
گمان نمیکنم از زمان تاسیس مجلس در ایران تا به امروز اینهمه آدم خائن به وطن بزدل و مزدور دولت یکجا در خانه ملت جمع شده باشند.

چقدر شیتیلی گرفتین تاپروژه خالی کردن جیب مردم و پر کردن جیب دولت تایید کنین.میخواین از دهن

من کارمند اون پیرمردبازنشسته اون معلم بیچاره اون کارگر بدبخت از دهن بچه های ما بگیرین و بریزین

تو دهن گشاد دولت که هیچوقت سیرمونی نداره.

چرا دار و بساط مسخره تونو جمع نمیکنین گورتونو از خانه ملت گم نمیکنین برین.

ساختمونشم بکنین موزه شاید اینطوری حداقل خیری از ساختمونش به مردم برسه.

|+| نوشته شده توسط مهر در دوشنبه 18 آبان1388  |
 نه بزرگ..

روز ۱۳ آبان نه ای بزرگ به مرگ بر .... .

نه بزرگ مردمی خسته از خشونت٬ دلزده از نفرت٬

مردمانی که در روزگاری بسیار دور از امروز با منشور حقوق بشر آشنا شدند ولی جایی در تاریخ گمش کردند٬فردا با امیدی سبز دوباره به جستجوی گمشده هزارساله میروندشایدکه اینبار به مدد صلح و دوستی پیدایش کنند.

|+| نوشته شده توسط مهر در سه شنبه 12 آبان1388  |
  طلسم آدمکها را بشکنید
 

چقدر مسخره است؟
یک سرزمین آدم
اسیر مشتی آدمک – کوتوله های ابله– !!
این کوتوله ها که با نردبان نیز
به سر آدمها نمی رسند،
چگونه تسخیر کرده اند،
سرزمین دلیران را؟!
آی آدم ها! آی آدم ها!
چه تلخ است سرنوشت آدم ها!
چه رنج آور است
تحقیر شدن
به دست آدمک ها
آدمک ها یی که می خواهند
با تحقیر آدم ها
حقارت خود را پنهان کنند
آی آدم ها!
سحر و شعبده
حقیقت نیست
شما آدمید
آنها آدمک
شما بزرگید
آنها حقیر
چنانکه شما عمری
با بزرگی خود
حقارت آدمک ها رو پوشاندید،
آنها می خواهند با کوچکی خود
بزرگی شما را بپوشانند
نه کوچک، بزرگ را
آدم ها!
طلسم آدمک ها را بشکنید
آدمک هایی که با بلندترین نردبان ها هم
به قد آدم ها نمی رسد!

لحظه ای از مقابل آنها کنار روید
بگذارید حقارت آنها
- چنانکه هست-
نمایان شود
اینچنین
طلسم آنها
شکسته خواهد شد


فاطمه وسمقی
مرداد 1388


|+| نوشته شده توسط مهر در پنجشنبه 12 شهریور1388  |
 
به امید " راه سبز امید"

|+| نوشته شده توسط مهر در جمعه 6 شهریور1388  |
 
روزنامه اعتماد ملی هم بسته شد.


|+| نوشته شده توسط مهر در دوشنبه 26 مرداد1388  |
 
از دیدن شو تلویزیونی مشمئز کننده تان حالت تهوع پیدا کرده ام.

ننگ بر شما ،نفرین خدا و پیامبر بر شما کور چشمان و سیاه دلان.

بترسید از روزی که صبر پروردگار بخشنده مهربان به سر آید و باران خشمش بر شما فرومایگان حقیر باریدن گیرد.

بر خود بلرزید از محکوم شدن در دادگاه عدل الهی که عقوبتش بس سنگین است.

ننگ بر شما.

|+| نوشته شده توسط مهر در دوشنبه 12 مرداد1388  |
 
 
بالا